ج فرازمند
49
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )
بگذارند ؛ و در صورت پيروزى كفّار خوشحالند و با مصمّم ساختن آنها در كفرشان و جاسوسى به نفع آنان ، مقدّمات اين پيروزى را فراهم مىسازند ؛ گاهى « رفيق قافله » اند و گاهى « شريك دزد » ! ولى قرآن سرانجام آنها را با يك جملهء كوتاه بيان مىكند و مىگويد : بالاخره روزى فرا مىرسد كه پردهها بالا مىرود و نقاب از چهرهء زشت آنان برداشته مىشود . آرى « در روز قيامت خداوند در ميان شما قضاوت مىكند ( فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ) » . و براى اينكه مؤمنان واقعى مرعوب آنان نشوند ، در پايان آيه اضافه مىكند : « هيچ گاه خداوند راهى براى پيروزى و تسلّط كافران بر مسلمانان قرار نداده است ( وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا ) » . آيا هدف از اين جمله تنها عدم پيروزى كفّار از نظر « منطق » بر افراد با ايمان است و يا پيروزيهاى « نظامى » و مانند آن را شامل مىشود ؟ از آنجا كه كلمهء « سبيل » به اصطلاح از قبيل « نكره در سياق نفى » است و معناى عموم را مىرساند از آيه استفاده مىشود كه كافران نه تنها از نظر منطق بلكه از نظر نظامى و سياسى و فرهنگى و اقتصادى و خلاصه از هيچ نظر بر افراد باايمان ، چيره نخواهند شد . و اگر پيروزى آنها را بر مسلمانان در ميدانهاى مختلف با چشم خود مىبينيم به خاطر آن است كه بسيارى از مسلمانان ، مؤمنان واقعى نيستند و راه و رسم ايمان و وظايف و مسئوليّتها و رسالتهاى خويش را بكلّى فراموش كردهاند ، نه خبرى از اتّحاد و اخوّت اسلامى در ميان آنان است و نه جهاد به معناى واقعى كلمه انجام مىدهند ، و نه علم و آگاهى لازم را كه اسلام آن را از لحظهء تولّد تا لحظهء مرگ بر همه لازم شمرده است ، دارند ؛ و چون چنانند طبعاً چنينند ! جمعى از فقها در مسائل مختلف به اين آيه براى عدم تسلّط كفّار بر مؤمنان از نظر